X
تبلیغات
رادیو ساوه
 
رادیو ساوه
 
پوریا جان عزیزم آیا شما در جامعه آرمانی فعالیت میکنی که ما در این جامعه نمیتونیم  بیا حرف  را کم کنیم و به راه حل برسیم من امروز مطالبی را داشتم میخاندم از شما واقعا جالبه ولی کامل نیست مطالب دیگه  را چرا انعکاس نمیدی  

ديروز رفتم شهرك علوي(در شمال ساوه) كه محل ساخت و سازهاي گسترده پروژه مسكن مهر است. آقا تا چشم كار مي كند برج و آپارتمان نيمه كاره ساخته اند. زمين هاي اطراف اين برجها به دليل موقعيت خوبي كه پيدا كرده اند قيمتش با خون خدا برابري مي كند: قواره اي دويست ميليون تومان. حتي در مركز شهر هم به اين گراني نيست. از مردم در باره زمين و وضعيت آپارتمانها پرسيدم. حتي از يك نفر سوار بر پرشيا كه دستش در معاملات مسكن و دلال زمينها بود نيز سئوال كردم. به گفته او زمين هاي خصوصي اطراف ، ارزش افزوده زيادي پيدا كرده و متاسفانه شهرداري اقدام مؤثري نمي كند در حالي كه به دليل رانت ويژه اي كه مالكان اين زمينها بواسطه اجراي "پروژه مسكن مهر" در آن منطقه گرفته اند، شهرداري بايد عوارض ساخت و ساز در اين منطقه را صد برابر كند تا اين پول در نقاط فرسوده ساوه مثل محله سيدعلي اصغر(محله سعادتپور) هزينه شود.

در شهرک علوی ، زمين سي ميليوني پارسال ، امروز به دويست ميليون تومن رسيده زيرا شهرداري با آسفالت كشي و جدول بندي وسيع در قلب بيابان برهوت ، لقمه چرب و نرمي را با پول بيت المال براي يك عده قاچاقچي زمين فراهم كرده كه طبعاً و عقلاً همه اين پول بادآورده حق آنها نيست و بايد حقوق مردم را به شكل "عوارض ساخت و ساز" بپردازند كه متاسفانه فعلاً هيچگونه بخاري از مسئولين ساوه اي بلند نمي شود و با اين شورا و اين شهردار و اين مشاور فرهنگي! كه ما در شهرداري ساوه داريم خيلي بعيد ميدانم اقدام مؤثري بشود و لذا همچنان بايد شاهد افزايش فاصله طبقاتي باشيم و فشارهاي كُشنده اي كه دولت محترم بر اقشار ضعيف مردم وارد مي كند. آقايان بترسيد از خشم اين مردم. بترسيد از روزي كه نفرين اين ملت دامن شما را بگيرد. آگاه باشيد كه فقر و معيشت و نان و آب و خانه و سرپناه ، شوخي بردار نيست.

به هر حال اكنون هزاران آپارتمان نصفه كاره در شهرك علوي تحت لواي "مسكن مهر ساوه" درست شده كه اگر كمي همت به خرج دهند و تمامش كنند و امكانات شهري بياورند مطمئنم كه تقريبا تا دو سال ديگر، ساوه به حتي يك واحد مسكوني هم نياز نخواهد داشت. ميگويند "احمد آزاد" فرماندار جدید ساوه، مرد ميدان جنگ و خط شكن عملياتي است و با شهداي معروفي نیز همسنگر بوده و لذا بايد در قضيه مسكن بي پناهان هم خط شكني كند و تير خلاص را به مغز دلال ها و سودجوياني كه انگل جامعه هستند شليك نمايد. ضمناً در مسير راهم به شهرك علوي شاهد بودم كه همه جا ميلگرد و مصالح ساختماني ريخته شده و به دليل استقبال بساز و بفروشها از قيمت جديد آپارتمان، همه دنبال ساخت و ساز و توليد مسكن و فروش هستند هر چند قيمت مصالح سر به فلك ميزند. اما اين برنامه باعث ميشود در تابستان 92 صدها واحد ساختماني براي تحويل به خريداران در نوبت فروش به بنگاه ها سپرده شود كه به نظرم قيمت ملك را به شدت كاهش خواهد داد مثل داستان سال 1387 چون عرضه آپارتمان زياد و سطح تقاضا كم خواهد بود كه البته در آن زمان ، دولت بعدي روي كار آمده است.  پوریای عزیزم میدانم که نمیدانی که دانا حرف ها را از روی منطق میزنه نه از روی مشاهده

 

  نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1391ساعت 8:30  توسط مهدا نواب   | 
پوریا جان از مطالب شما تشکر میکنم ولی من به شما میگم که چرا دوست داری  پا روی سر ما بزاری ی بری بالا و به هدف خودت برسی شما برای ما چکار کردی که این مطالب را در وب لاگ خودت میزاری عزیز من نشستی از دور میگی لنگش کن نمیشه برادر من ما هم در همین جامعه هستیم چرا چرا چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نکن !!!!!!! این نمیشه اخبار ......................

 

 

 

مردم شهيدپرور ساوه بار ديگر با حضور دشمن شكن در صف دريافت برنج دولتي ، حماسه اي ماندگار آفريدند و پوز استكبار جهاني را زدند. اين مردم غيور از سحرگاه ديروز با حضور انقلابي و با صلابتي افتخار آميز در صف دريافت برنج هندي(كه بهترين و مرغوبترين برنج دنياست) حماسه اي بي نظير خلق كردند و عظمت و مجد اين ملت بزرگ را به رخ جهانيان كشيدند. درود بر شما مردم با غيرت ساوه. آفرين بر عزم و اراده و بصيرت بالاي شما. ديديد كه به فضل الهي ما از اين گردنه ي سخت "برنج هندي" هم پيروزمندانه گذشتيم و مزدوران داخلي دشمن ، سرانجام به عظمت ملت ايران اعتراف كردند. مبارك باد بر شما مردم بزرگ، اين همدلي و مشاركت.

باري ، رسانه هاي ضد انقلاب وابسته به "سران فتنه" چندين ماه آزگار تبليغ كردند كه مردم ساوه را از حضور در "صف برنج هندي" نااميد و دلسرد كنند ولي ملت فهيم ساوه نشان داد كه بصيرتي بالا دارد و بخوبي مي تواند مسير حق را از باطل تشخيص بدهد. پس آفرين بر بصيرت شما مردم. بي جهت نيست كه "مصطفي احمدي" مشاور فرهنگي شهردار ساوه قبلاً به مناسبت نهم دي گفته بود مي خواهد براي "بصيرت افزايي مردم ساوه" اقدام كند. درود بر اقدام بصيرت افزاي مصطفي احمدي كه نتيجه اش را امروز در صف با شكوه اقتصاد مقاومتي و برنج هندي رؤيت نموديم و اكنون ثابت شد كه با سعي وافر آقاي احمدي(حفظه الله مقامه) اندازه بصيرت مردم ساوه نسبت به پارسال حدوداً 24 سانتيمتر درازتر شده است.

و شما اي ملت غيور ساوه! بدانيد كه مسئولان و مدیران نيز همچون شما در صف ايستادند و همين برنج هندي را براي خانواده هايشان تهيه كردند چرا كه در حكومت مستضعفين ، همه مسئولان مثل آحاد جامعه زندگي مي كنند. خدايا تو را سپاسگزاريم كه مسئولاني چنين فهيم و متواضع و دانشمند به ما ارزاني داشتي كه البته ما قدرشان را نمي دانيم. و ايضــاً شهردار و فرماندار محترم و مخصوصاً برادر ارزشي(آقاي حسني زاده معاونت فرماندار) همگي در كمال تواضع در صف برنج هندي ايستادند و خريد كردند. بله اين است معناي واقعي رياست و حكومت در يك نظام متعلق به مستضعفين كه يقيناً آنها وارثان اصلي هستند.

دشمن مي خواهد شيريني اين حضور حماسي شما در صف برنج و مرغ را به كامتان تلخ كند اما هوشياري انقلابي خود را حفظ كنيد و يك لحظه از صف غافل نشويد زيرا كه امروز چشم اميد همه مستضعفان جهان به صفوف فشرده شما براي مرغ و برنج و گوشت و روغن است.

  نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1391ساعت 11:46  توسط مهدا نواب   | 
 

به نظر من جامعه آرمانی در جهان زمانی به وجود میاد که جهان و انسان ها آرمانی فکر کنن و انگشت اشاره را به سوی یک دیگر نگیریم و به هم  بد بین نماشیم و هم دیگر را متحم نکنیم دوستان من در وب لاگی خواندم عزیزی از این وضع حال نارازی بود و مطالبی را نوشته است اما شما دوست گرامی خود برای جامعه چه راهی را پیش رو گرفتی .

آیا موفق شده ای ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من با مطالب شما آشنا هستم من نه چب هستم نه راست نه به فکر خودم    حتما از خود می پرسی چرا به فکر نیستی

جواب !   من مانشدم ما بشوم به فکر ما میوفتم

در پایان من دوست دارم جامعه یک پارچه و بدون دروغ  باشه تا ما هم من شوم .

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1391ساعت 11:20  توسط مهدا نواب   | 
 

" خوارج امروز بنا به نقش و نقشه تاریخی اسلاف خود بنا به «خواست رهبری معنوی شان در قم» التهاب، تخریب و توهین بر علیه دیگران را از راه تمسک به استبداد عوام صورت می‌دهند و «نصایح  رهبر انقلاب اسلامی » را نادیده می گیرند و می شکنند!"
 

حجت الاسلام والمسلمین علی عسگری * - افراط‌گری و عوام‌فریبی در طول تاریخ یکی از عوامل مهم دوری از حقیقت بوده و هست. بسیاری از حرمت‌شکنی‌ها ریشه در فرهنگ عوام و رفتارهای خلاف عقل و اعتدال دارد و در شکل کلان، از آن به «استبداد عوامی» تعبیر می‌شود. پر واضح و روشن است که مشکل اصلی نخبگان فکری در جوامع مختلف به‌ویژه در بین ملت‌های مذهبی، این است که اندیشه عامه مردم عمق‌یافته و برخوردار از علم و آگاهی نیست و بسیاری از آحاد مردم به همین دلیل آماده پذیرش افکار سطحی، شعاری و رفتارهای پوپولیستی هستند و استدلال علمی و منطقی را برنمی‌تابند و این مسئله در بسیاری از مقاطع حساس، سبب چرخش مردم به امور احساسی، هیجانی و نهایتاً شکل‌گیری استبداد عوامی است. استفاده عمروعاص و معاویه از فرهنگ عوامی در قضیه حکمیت و بعدها افراط‌گری خوارج در برابر مکتب فکری و حیات‌آفرین ولایت حضرت علی (ع)، نشان بارز و آشکاری از استبداد عوامی است.

جریان خوارج با محوریت چهره‌های ظالم و سیاسی‌کاری هم‌چون شمر، قاتل امام حسین (ع)، استبداد عوامی را شکل داد و سرانجام آن با تکیه بر استبداد عوامی، پدیداری واقعه عاشورا شد. آن روز معرکه‌گردانان استبداد عوامی، کسانی بودند که حتی کشته شدن امام حسین (ع) را با تفکر جبری، تقدس‌گرایی و به دور از عقلانیت توجیه می‌کردند و با صراحت اعلام می‌کردند: «اگر خدا نمی‌خواست حسین (ع) کشته نمی‌شد؟! و یزید در این رابطه کاره‌ای نبوده است؟!»؛

در مورد خطر استبداد عوامی همین بس که در مواقعی چنان از طریق افکار عمومی و ترویج هیجان‌های کاذب پیش‌تاز امور می‌شود که حقیقتِ مسلم و چهره ناب دینی به مانند حضرت علی (ع) را تخریب و نفی می‌کند، معصوم و پاکی مانند امام حسن مجتبی (ع) مورد ظلم قرار می‌گیرد و کار را به جایی می‌رسانند که حضرت امام حسین (ع) درس‌آموز شجاعت و اخلاص، در مقابل چشم همگان سرش بریده، به نیزه شده و شهر‌به‌شهر می‌گردد و حسب ظاهر هم آبی از آب تکان نمی‌خورد؟!

تجربه تاریخی به ما می‌گوید هر چه رواج خرافه و رفتارهای غیربرخوردار از فلسفه و عقلانیت در جامعه‌ای بیشتر باشد، استبداد عوامی در قالب حرکت‌های کور عامیانه، رواج بیشتری می‌گیرد. این‌که در قرآن آمده است: «أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ» و یا دارد: «أَکْثَرُهُمْ لایَشْعُرُونَ»منظور عامیان بی‌عقل و شعور مربوط به اردوگاه عوامی  استبداد عوامی است که پذیرای حق و حقانیت نیستند.

فضا و شرایط حاکم بر دوران طاغوت را فراموش نمی‌کنیم. در زمان خفقان دوران شاه و ساواک، استبداد عوامی، دستگاه ظالم حاکم را توجیه می‌کرد و از راه استبداد عوامی، شاه را کمربسته، مورد لطف و نظرکرده ;     امام رضا (ع) معرفی می‌نمود. در میان همین جماعت کثیر و عامی، عالمانی هم بودند که به تعبیر امام خمینی (ره)، کارشان جز تکسّب و تعیّش چیز دیگری نبود. اینان تحت لوای منتظران ظهور و حجتیه، برای مردم جلسات دعای ندبه تشکیل داده، چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه برگزار می‌کردند و کتاب «ملاقات با امام زمان (ارواحنا فداه)» را می‌نوشتند و با این نوع کارهای به ‌ظاهر معنوی و جذاب، برای مردم عامی، به جنگ با امام خمینی (ره) و شاگردان فکری و مبارز او، همت می‌گماشتند. نتیجه کار اینان در گذشته شعار خدا، شاه و میهن بود و با گفتن روایتی از معصوم (ع) و تأکید بر «نِعْمَتانْ مَجْهُوُلَتان اَلْصِحَّةِ وَ الْاَمان» امنیت و سلامت خودشان را در سایه وجود شاه و طاغوت می‌دیدند و برای سلامتی شاه، دعا می‌کردند. کار این جماعت، به‌جایی رسید که در زیر شعار وپلاکارد:«شهنشاها مهر تو کیش و آئین ماست ـ پرستیدن نام تو دین ماست»، تنفس می‌کردند.
پیروزی امام خمینی (ره) از راه روشنگری دینی و تأکید بر عزت و کرامت انسانی، با کمک نخبگان دانشگاه و شاگردان حوزوی ایشان بر جماعت یادشده که زور، زر و تزویر را با خود به همراه داشتند، پیروزی تفکر اسلام ناب بر اسلام آمریکایی و یزیدی بود. این استبداد عوامی که ماهیت عوام‌گرایی و عوام‌فریبی طاغوت و روحانیت درباری سبب پدیداری آن شده بود، در سال‌های اخیر و در مقطع التهاب سیاسی پیش‌آمده در کشور به‌وسیله سرحلقه‌های جریان تحجر و مخالفان تفکر امام خمینی (ره) بازسازی و به جریان افتاد. نفوذ فرهنگی آنان در حوزه و مراکز فرهنگی حساس دیگر، بسط پیدا نمود و طرح مطالبات دینی در شکل افراطی، التهابات اخیر را سبب شد.

رخدادهای سال‌های اخیر مربوط به اواخر دهه سوم و اوایل دهه چهارم انقلاب اسلامی به‌ویژه از سال ١٣٨٨ تاکنون، افراط و استبداد عوامی را عینیت بخشیده است. اظهارات روشنگرانه یار دیرین امام خمینی (ره) و هم‌سنگر رهبری، آیت‌ا. . . هاشمی‌رفسنجانی در این رابطه که اهانت به بیت امام خمینی (ره) و حاج سید حسن آقا، یادگار بنیان‌گذار انقلاب اسلامی توسط عوامل استبداد عوامی را محکوم نمودند، سرکرده‌های جریان یادشده را آشفته ساخت و سبب تکرار اهانت‌های نخ‌نماشده آنان گردید. نوع رفتار و شکل موضع‌گیری حضرات انقلابی‌نما که خود را صاحب بصیرت دینی دائمی می‌دانند، ثابت‌کننده این مطلب است که آن‌ها حسرت ولایت دوران شاه را در سر می‌پرورانند و با حقوق اساسی مردم و نخبگان که در قانون اساسی به آن تصریح شده، بیگانه هستند. سردمداران جریان افراط، هتک و اهانت، پروژه فراروییدن دوباره استبداد از نوع عوامی را با پوششی جدید و معیارهای تاکتیکی خاص منظور نظر دارند و به مانند گذشته، همه نفع خود را در این دیده‌اند که دین را دست‌مایه موج‌آفرینی خود قرار دهند و با جنگ مذهب بر علیه مذهبی‌های انقلابی و کادر امام خمینی (ره)، مکتب فکری امام خمینی (ره) و حامیان وی را تضعیف نمایند. تاکتیک مهم این جریان ، علامه و عقل‌کل، معرفی کردن چهره‌های شاخص و سرحلقه‌های خود در بین مردم با استفاده از ابزار رسانه است که این حرکت و اقدام راهبردی آنها، قطب‌سازی در فرهنگ عوامی را سبب می‌گردد.
روش دیگر تفکیک بین رهبری معنوی و رهبری سیاسی و ایجاد تفاوت در این رابطه است. جریان یادشده امروز رهبری معنوی خود را در قم می‌داند و سیاسی‌کارانه به رهبری سیاسی در پایتخت، التزام ظاهری دارد. در رابطه با دوگانه بودن اینان، همین بس که بنا به اقتضائات و خواست رهبری معنوی تمرکزیافته‌شان در قم، التهاب، تخریب و توهین بر علیه دیگران از راه تمسک به استبداد عوامی صورت می‌دهند و نصایح و رهنمودهای رهبر انقلاب اسلامی مبنی بر پرهیز از تخریب و توهین را پشت‌گوش می‌اندازند، تهاجم به شاگردان فکری و سیاسی امام خمینی (ره) و بیت معظم آن یار سفرکرده را مورد همت قرار داده، آنان را سیاسی و طالب قدرت و ثروت معرفی می‌نمایند و از این راه سعی دارند به افکار عمومی چنین القاء نمایند که فقط اینان جان فدای دین و عدالت هستند تا شاید بهره‌مندی از استبداد عوامی با سپر التهاب و موج‌آفرینی به‌طور گسترده حاصل گردد.
چرخش تاکتیکی با حق به‌جانب معرفی کردن خودشان از مهارت‌های نوظهور آنان است. روزی احمدی‌نژاد را برای ایجاد التهاب و تخریب، مائده آسمانی معرفی نموده و جهت پیروزی قهری و کامل او توصیه به دعا و روزه نذری می‌کنند و آن هنگام که دکتر احمدی‌نژاد پذیرای مطلق خواسته‌ها و رهبری آنان نمی‌شود، با خودگردانی تشکیلاتی و باندی، او را در دام جریان انحرافی دیده و اسیر سحر ساحران می‌دانند و فتنه او را بزرگ‌تر از فتنه سبزها در سال ١٣٨٨ معرفی می‌نمایند. غافل از این‌که اگر موج‌آفرینی و رفتارهای پوپو لیستی او در گذشته نبود، برخورداری از استبداد عوامی برای آنها میسر نمی‌شد. در هر حال استبداد عوامی با رنگ و لعاب دینی، بدترین نوع استبداد است که آزادی خدادادی و موهبت الهی مورد نظر امام خمینی (ره) را تهدید می‌کند و هرگز نباید از آن غافل شد.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1391ساعت 11:10  توسط مهدا نواب   | 
 

آیا جامعه کنونی چگونه باید بین حق و باطل شناخت کسب کرد و چرا باید بر این امر مسلط بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

و آنگاه که کار به پایان کشید شیطان چنین گوید : همانا خداوند به حق و راستی به شما وعده داد و من به دوروغ و خلاف وعده دادم و بر این وعده هیچ دلیل و قاطع یا تسلطی بر شما نداشتم .

 

  نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1391ساعت 20:44  توسط مهدا نواب   | 
 1. اين كه قرآن كريم مى‏گه هر كسى مسؤول كارهاى خودش است، به معناى آزادى مطلق انسان و اين كه هر كارى كه‏دلش بخواد انجام بده نيست، بلكه چنين آياتى مسؤوليت آور و كنايه از مسؤول بودن هر انسانى در برابر اعمالى كه انجام‏مى‏ده، مى‏باشد. قرآن مى‏فرمايد: »هر كس در گرو اعمال خويش است، مگر اصحاب يمين ]كه نامه عملشان به دست‏راستشان است[ آن‏ها در باغ‏هاى بهشتند و از مجرمان سؤال مى‏كنند.« )مدثر، 41 - 38)

زيرا »رهينة« كه در آيه 38 آمده »كل نفس بما كسبت رهينة« به معناى گرو بودن است يعنى هر نفسى در گرو و برابر اعمال خودمسؤول است و بايد پاسخگو باشد. از اين‏جا معلوم مى‏شود كه خدا اين حق را بر گردن بندگان خويش داده كه آن گونه كه‏فرموده او را بندگى و عبادت كنند. و در صورت ايمان و انجام عمل صالح آزاد مى‏شود. اگر در اين‏باره خواستى بيشتر مطالعه‏داشته باشى به ترجمه تفسير الميزان، علامه طباطبايى، ترجمه: موسوى همدانى، ج 20، ص 150 به بعد مراجعه كن.

   2. وقتى روشن شد كه منظور خدا در آيه مورد اشاره شما به معناى آزادى مطلق نيست، حالا بايد ديد كه پس چگونه بايدزندگى كرد، حكومت تشكيل داد و چه نوع حكومتى را بايد بپذيريم، خداوند خودش در قرآن كريم، احاديث قدسى وپيامبران و پيشوايان معصوم‏عليهم السلام در روايات اسلامى، راه بندگى و صالح بودن را نشان داده‏اند؛ اگر خواستى بيشتر مطالعه كنى‏به كتاب ولايت فقيه، ولايت فقاهت و عدالت، آيةاللَّه جوادى آملى مراجعه كن. درباره تشكيل حكومت جمهورى اسلامى‏در ايران كه افزون بر اين كه منشأ آن دستورها و فرمان‏هاى خداوند متعال است، مردم هم خود با اختيار آن را انتخاب كرده‏اندو در انتخابات متعدد نشان داده‏اند كه تنها جمهورى اسلامى كه به قرآن و اسلام متكى باشد مى‏خواهند و به صورت‏همه‏پرسى به طور مستقيم مثل رأى به اصل نظام جمهورى اسلامى كه با بيش از 98% و يا به قانون اساسى كه قريب به اتفاق‏رأى مثبت به آن دادند و يا به گونه غير مستقيم كه به لوازم حكومت جمهورى اسلامى مثل رياست جمهورى، مجلس‏شوراى اسلامى، مجلس خبرگان رهبرى، شوراهاى اسلامى و... برخواست خود تأكيد كرده‏اند. جداً شما كدام نظام را درجهان سراغ داريد كه در مدت 26 سال ميانگين شركت مردم در انتخابات سالانه بيش از يك بار باشد. و از طرفى شركت درمراسم‏هاى متعدد كه از سوى حكومت جمهورى اسلامى و رهبران آن، دعوت مى‏شود، حضور مردم در اين گونه مراسم‏هامثل 22 بهمن، روز جهانى قدس، راه پيمايى‏هاى مقطعى و... بسيار با شكوه است، و اين خود دلالت بر حقانيت طرفدارى‏مردم از نظام جمهورى اسلامى مى‏كند.

   4. شعارهايى از قبيل دمكراسى، دفاع از حقوق بشر، آزادى مردم در انتخاب حكومت و... از جمله شعارهايى است كه دررژيم‏هاى غربى براى فريب مردم و چپاول منابع و منافع ملى ملت‏ها سر مى‏دهند، و امروزه مردم چنين كشورهايى درتشكيل حكومت‏هاى حاكم بر خود كمترين نقش را دارند چه اين كه عوامل مختلف و گوناگونى از قبيل سرمايه‏هاى كلان،كارتل‏ها و سيستم‏هاى پيچيده اطلاعاتى و حمايت‏هاى پشت پرده مراكز قدرتهاى نامشروع تعيين كننده سرنوشت‏انتخابات‏هايى است كه در كشورهاى قدرتمندى چون امريكا مى‏باشد. و حاكمانى همچون رئيس جمهور آمريكا با فشار ورأى دادگاه به حاكميت مى‏رسد و رأى مردم ناديده گرفته مى‏شود، و اين خود نشان از فريبكارى آن‏ها است كه برخى نيز گول‏شعارهاى دروغ آن‏ها را مى‏خورند.

دوست عزيز! در فرصتى ديگر اگر خواستى درباره ماهيت بسيار پليد حكومت‏هاى پادشاهى، دمكراسى دروغين غربى و...صحبت خواهيم كرد. از اين كه پاسخم با كمى تأخير تقديم شد عذر مى‏خواهم.


  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1391ساعت 10:34  توسط مهدا نواب   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM